خط داستانی
یک مدرسه خصوصی شبانه در کنار دریا... تمامی دانشآموزان سال آخر تنها به درسهای خود برای ورود به دانشگاه از پایان تابستان اختصاص میدهند. روزی، معلمی نامتعارف در این مدرسه با محوریت تحصیلات بالا منصوب میشود. نام او ساکوراتارو ساكوتارو است. پیشینهاش اسرارآمیز است و هیچکس معنای حرفهایش را درک نمیکند. او پرخاشگر و جسور است. دانشآموزان تمایلی به باز شدن به او ندارند که به کارهای شخصی آنها سر میکشد. اما ساكوتارو به کمک آنها بر مشکلاتشان فائق میشود، آنان را تشویق و راهنمایی میکند و در نهایت پیوند اعتماد میانشان شکل میگیرد. «لحظه حال را زندگی کن که فقط وجود دارد»... پیام او به مرور به دانشآموزان میرسد.