خط داستانی
در شهر افسانهای کمالت، ویلم که یک شوالیه آماده به کار و خوشبین است، به مربیاش، شوالیهای با زره درخشان، به نام سایِر رودِریک، وفادار است. مشکل از وقتی آغاز میشود که دوک شرور آماراکسوس، پرنسسگ وندلین را کوچک میکند و پادشاهی را به دست میگیرد، بنابراین دوستان همراه با اسلتِسِث، جادوگر جوانِ کارآموزی که ۱۱ سال دارد، و ژائو لونگ، دانشمند جوانِ آموزشدیده از آسیای دور، همراه با آنها به سفری میروند تا نفرین ترسناک را بیاثر کنند تا بحران برطرف شود.