خط داستانی
بیهروپ حول کینزا و فلاق میگردد که هر دو از خانوادهای گسترده هستند. کینزا زنی با شخصیت دوگانه است که با سعید شوهردار و زندگی مرفه دارد. از سوی دیگر، فلاق زن جوانی است که با کار فراوان به زندگی پُر فراز و نشیبی دست میزند. او در کودکی پدر و مادرش را از دست داده و کسی در زندگیاش نیست. دنیای او وقتی به هم میریزد که کینزا با مداخله در زندگی او او را با برادرشوهرش، تیمور، ازدواج میدهد. با وجود این همه سختیها، آیا فلاق میتواند زندگی تازهای با تیمور آغاز کند یا خودخواهی کینزا و تمایل به قدرت، رابطه آنها را بههم میزند؟ آیا فلاق و تیمور میتوانند عشق و اعتماد را در کنار هم بسازند یا زندگی مشترکشان همچنان دچار مشکلات است؟