خط داستانی
در جوانی، اورورا با آنتونیو موریِتا که عمیقاً به او علاقه دارد، نامزد شد. خواهر اورورا، جسابل، با دیدن خوشبختی او حس حسادت را در خود پرورش میدهد و با هدف نابود کردن او نقشهای غیرقابل تصور میکشد. در اوج کینهت ripe، جسابل اورورا را به دست یک استاد آجرکاری به نام پینتاس میدهد که او را مورد تجاوز قرار میدهد و او را باردار میکند تا پسری به نام گابریل به دنیا بیاید. دستکاریها و دروغهای جسابل باعث میشود آنتونیو در روز عروسیشان، گابریل را در آغوش اورورا ترک کند. کورهدلی از تعصبات خود، میگل، پدر اورورا، پسرش را از او ربوده و به پاسکوال سانتوس میدهد تا با همسرش ویکتوریا او را بزرگ کنند. بیست و نه سال بعد، گابریل اکنون آنگل سانتوس است، مردی با تحصیل ساده اما با محکمترین ارزشهای خانوادگی. با وجود سالهای زیادی که سپری شدهاند، اورورا امیدش را برای پیدا کردن پسرش گابریل از دست نمیدهد و با کمک جولیو سِر لِ ری، وکیل در Corporativo Campero که او رییس آن شرکت است، میفهمد که میتواند دوباره عشق بورزد.